خرید بک لینک
17 جوزای 1400- کابل- جعفری۱عنکبوت از درخت بالا میرودصبح پاییزی۲هر برگ آواز غمگینی استوقتی پرندهای میخواند۳کلنگانی که میگذرند"آهسته برو" میخوانندصبح زود ۴بین جنگلتنها یک پرنده آواز میخوانددم غروب۵گنجشکروی شاخهی هلوبالهایش را میتکاند۶جنگ گربههاموشهادر رهروها، نگران۷خفاشهاروی انباری از خاکستر تخم میگذارند۸توپیدر پیادهروها سرگردانخدایان، مست۹آنگاه که قصابقلبش را میشکافدیک چشم گریان بیرون میآید۱۰طعم خرمااز هستهای استکه در او کاشتهاند۱۱روی شنهای ساحلبرگ گلی افتادهباران چه تند میبارد۱۲درختی قدکشیده در آتشهرگز نمیمیرد۱۳زلزلهدیوارها را بههم میزندباغ پروانههای سپید۱۴انار از قندهارو پروانه از آسمان میرسدفرشسرخ ارگ۱۵باغی پر از بهشتصدای شبنمدر شب۱۶دشت فراخشتری نشخوار میکندنجوای گلولهای را۱۷شتران از مزرعه میگذرندشتابناکجای پاهاشان بر ابر۱۸کبوتر سپیدنشسته بر طناب ابریشمینچلهی تابستان۱۹بیرقی ایستادهدر بادسایهاش بلندتر میرود۲۰برههای مست مزرعهدوچشم پنهانپشت تکدرخت تناور۲۱پروانهای نشسته روی آینهخاموش۲۲پروانهای بر دوش مورچههازمستان طولانی۲۳زیر چتر سنگینراه میروند مورچههاصبح پاییزی۲۴دانهی انجیری بر لب موریانههابامداد آینده۲۵دریا توفانی استمورچهها بالای برگی شادمان۲۶روی قبری نوشته است:عاقله؛ دخترک بیوارث۲۷گاوی خوابیده روی جادهریلیبا احترام میگذرد۲۸باراندانه دانه میشماردسنگ گورها را۲۹کتابهای تیت و پرک دختران در صنفپنجرههای باز۳۰پیادهرو خالی استدوسوپر از گلهای رز۰

برچسب: نویسنده: آیلین زمانی تاريخ: جمعه 3 تير 1401 ساعت: 6:51

(برای شهدای لیسه عبدالرحیم شهید و مساجد بلخ و قندز) شرشر باران استلرزش بازوانشخوناز نیفه سوزن بالا میآید.دهانپر از زخمهای بیقرار است چشمانش دو ماه عقیقدو پلنگ مست بر کوهی پربرف نشسته است از پیراهنش جدا میشودچون تکه نانی گرمیا دیوار کاهگِلی خشکدر موسم باران نماز اول صبحغچیهااز دراز دریچهاز دیوارفرو میریزندهفت چشمه آب گوارااز تکیهخانه بیرون میآید زمستانبا طعم انگور سوختهمنارهها را فرا گرفته استمحمودجعفری1/2/1401 - کابل  

برچسب: نویسنده: آیلین زمانی تاريخ: جمعه 3 تير 1401 ساعت: 6:51

صفحه بندی